جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )

74

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )

بيشتر از قدرت شاهان فرنگ است و هم به جهت آنكه در ميان ما ساختن چنين تالارهايى معمول نيست . براستى آن بنايى بود سخت زيبا . زيرا چوب و تير را به شكل قبّه « 1 » درآورده و از اطراف آن پارچه‌هاى ابريشمين گلدوزى و زربفت آويخته و بر كف تالار فرشهاى بسيار عالى گسترده بودند كه بيش از چهارده قدم طول هر يك از آنها بود . در آن سوى تالار چادرى چهارگوش بزرگ و قلابدوزى شده ديده مىشد كه ميان چهار رديف درخت برپا كرده بودند تا بر درختان سايه افكند . ميان اين چادر و آن قبه سراپرده‌اى بود از « بوكازين « 2 » » كه درونش همه گلدوزى بود . در تالار از چوب صندل بود كه از داخل با شبكه‌هاى گلابتون‌دوزى و مرواريددوزى ، روى آن كار كرده بودند . شاه در آنجا نشسته بود و بزرگان دربار در گردش بودند . در برابرش بسته‌اى بود كه آن را گشود . از ميان آن رشته‌اى درآورد داراى دوازده دانه مانند دانه‌هاى زيتون ، سخت خوشاب ؛ وزن هر دانه بين پنجاه الى هشتاد قيراط بود . سپس يك دانه سياه‌رنگ « 3 » به وزن دو آونس و نيم « 4 » برداشت كه خوش‌تركيب و به‌قدر انگشتى بود . ناسفته بود و سخت خوشرنگ و در يك سوى آن حروف عربى مغربى كنده بودند . اين مرا بر آن داشت كه بپرسم آن حروف چيست . حسن بيگ پاسخ داد كه پادشاهى فرمان داده بوده است كه آن حروف را بكنند ، حال آنكه اسلاف وى چنين نكرده‌اند . او نيز حرفى بر آن گوهر نخواهد كند و گرنه يكباره از شكل خواهد افتاد . آنگاه از من پرسيد كه آن ياقوت چند مىارزد . من به وى نگاه كردم و لبخند زدم . دوباره از من پرسيد كه آيا آن را مىپسندم ؟ پاسخ دادم كه چيزى مانند آن نديده‌ام و گمان مىكنم كه هرگز گوهرى نظير آن پيدا نشود . پس اگر بگويم چند مىارزد و گوهر را زبانى باشد از من خواهد پرسيد كه مگر نظير من را در جايى ديده‌اى ؟ ناچار جواب خواهم داد كه نه . ازاين‌رو مىپندارم كه ارزش آن را نتوان با زر سنجيد ، اما شايد كسانى بتوانند جواب او را بدهند . او بجد در من

--> ( 1 ) . در متن Cowpe كه همان قبه است . ( 2 ) . Bocasine ( 3 ) . در متن Sable به معنى تيره و سياه . اما چند سطر پايين‌تر دانهء اين گوهر را ياقوت rubie ( به املاى امروز ruby ) مىنويسد كه گوهرى است سرخ و بنفش‌رنگ . - م . ( 4 ) . دو آونس و نيم تقريبا در حدود هشتاد گرم است . - م .